آقا پارسیا..آقا پارسیا..، تا این لحظه: 14 سال و 1 روز سن داره

پارسیا پادشاه پاییز

سرویس خواب پسرم

امروز ٢٦ شهریور....مامانا خیلی اصرار داره که شما یه سرویس خوابه خوب و قشنگ داشته باشی من و بابایی رفتیم یه مدله قشنگ که اسمش رنگین کمون بود و برای شما سفارش دادیم حالا قرار شد امروز باشون تماس بگیریم که آماده شده یا نه؟؟؟ سرما خوردم...کسل ام .....حوصله ندارم....بابا پویا هم نیست..من و پسرم تنهاییم... دلمون برا بابایی تنگ شده...داریم درس میخونیم...خدایا به یادم باش.   پسره گلم:دلم گرفته....خسته شدم از تنهایی...همیشه تنهام...دوست دارم بابایی باشه ولی نیست...کاش خاله ندا بود..هرچی بش میگم بیا میگه دانشگاه کلاس دارم...     عصر تماس گرفتم برا تخت شما ولی گفت آماده نشده عزیزکم...تا فردا ق...
24 ارديبهشت 1392

بدون عنوان

٣٥ هفنه و یک روزه شدی پسره عزیزم......      روزا دارن سپری میشن و من نگران اومدن تو و اوضاع و شرایط زندگیمون و امتحانم هستم ..دارم درس میخونم..خیلی دوست دارم موفق بشم و هرسه تامون خوشحال بشیم تا تو هم آینده خوبی داشته باشی عزیزکم..... بابایی صبح زود رفت آبادان و من اومدم خونه بابا حاجی تا تنها نباشم چون هفته های آخر خیلی مهمه برای مادر و جنین.....امروز عصر باید بریم ورزش عزیزه دلم...25/6/91 ...
23 ارديبهشت 1392

یه اسم جدید

  هورااااااااااا پسرم یه اسم جدید و تازه به ذهنم رسید..... تا حالا به گوشم نخورده بود...تازگی داره برای من و البته فکر کنم همه.... چون یه اسم تکه..معنیه قشنگی داره...ریشه ایرانی داره..... ولی باز هم هنوز ته دلم راضی نیست چون مبترسم همه پسند نباشه.... میدونی که مامانی یه آدمه حساسیه ..کافیه کسی یه چیزی بگه اونوقت کلا میخوره تو ذوقم.... ولی پسرم بهت بگم که یه حسه خاصی نسبت به این اسم پیدا کردمه پارسیا (مردی از پارس...مرد ایرانی...پارسی..)   ...
23 ارديبهشت 1392

اسم کودکم.....

پسرم چندتا اسم جدید به ذهنم رسید.....     پرهام.... پاشا..... کیان.... کیارش   البته عزیزم این چندتا رو با کلی سرچ کردن تو نت و کتاب اسم پیدا کردم... بابایی که چیری نمیگه...البته کیان... کیا..کیارش ...از نظرات بابا پویا ست با کلی خواهش از طرفه من..آخه میگه هرچی که من دوست دارم انتخاب کنم... 38days until my due date   عزیزکم چند روزیه خیلی تو فکره اسمم...نمیدونم خیلی سخته...اصلا فکر نمیکردم اینقدر سخت باشه...دوست دارم یه اسمی باشه که وقتی بزرگ شدی خودت هم دوستش داشته باشی .... بابا پویا هرروز که بامن تماس میگیره میگه اسم انتخاب کردی؟؟؟؟؟ وای نمیدونم...
23 ارديبهشت 1392

بدون عنوان

هفته 34 ام.... Today is saturday september 8th 2012 my conceived on thursday  January 26th 2012 and my due date is Thursday october 18th 2012 days(226) have passed since the conception and 40 days befor my due date. I am 34 weeks into my pregnancy and i have 6 weeks to go. Iam in the 3rd trimester. 85%of my pregnancy has passed..there is 15% left to go.... پسر عزیزم: الان 34 هفته 2 روزه شدی عزیزه دله مامانی..... خیلی دوست دارم هرچه زودتر این روزا بگذره و بغلت کنم....سرم...شما توی جایگاه خودت خیلی برامون مهم و دوست داشتنی هستی و اصلا دوست ندارم با این موضوع که بابایی تک پسر بوده و ن...
23 ارديبهشت 1392

33 هفتگی

٣٣ هفتگی و چکاب ماهیانه..... ١٤/٦/٩١ پسرم امروز عصر با بابا رفتیم مطب دکتر برای چکاب ماهیانه  خانم دکتر گفت:33 هفته و 5 روزه هستی گلکم...نگران شدم چون همش فکر میکردم 34 هفته باشیم..ههههه..اشتباه حساب کردم ..هول کردم تا تو زودتر بیای عزیزم... تازه 1.5 کیلو بیشتر اضافه نکردیم....خیلی تو فکره اومدنه توام... هم خوشحالم هم نگران...دلم میخواد برم اصفهان خسته شدم حوصله ام سر میره...همه ی روز و تنهام..ولی دکتر اجازه سفر نمیده میگه تو هفته های خطرناک ایم...     همه چی یه روزی تموم میشه.....پس خدایا کمک کن تا به خوبی تموم بشه.......   من و پسرم تنهای تنها ساعت 12.30 شب ...
23 ارديبهشت 1392

ماه هشتم

شهریور ماه....   پسرم عزیزه دله مامانی وارده ماه هشتم شدیم..باور نمیشه..داریم به ماه آخر نزدیک میشیم...وای خدای من نی نی  هنوز یه اسم خوب به دلم ننشسته عزیزم...... از اول این ماه بابا چویا میره سره یه کاره جدید و خوب (آبادان)...قربونت برم که برامون خوش قدمی...امیدوارم برا آیندمون و امتحان ایلتس که پیشه رو داریم خوب باشی و موفق بشیم....از خدا بخواه همراهمون باشه و کمکمون کنه عزیزم...   فردا خاله ندا از پیشمون میره و من دوباره دلم میگیره از تنهایی و نبودنش...دیگه نمیاد تا موقعه به دنیا اومدنه تو عزیزم (خاله ندا شکم من و بغل کرد و با تو حرف زد و کلی گریه کرد....من چیزی نگفتم تا بیشتر نگران نشه......
23 ارديبهشت 1392