ماه هشتم
شهریور ماه....
پسرم عزیزه دله مامانی وارده ماه هشتم شدیم..باور نمیشه..داریم به ماه آخر نزدیک میشیم...وای خدای من نی نی 
هنوز یه اسم خوب به دلم ننشسته عزیزم......
از اول این ماه بابا چویا میره سره یه کاره جدید و خوب (آبادان)...قربونت برم که برامون خوش قدمی...امیدوارم برا آیندمون و امتحان ایلتس که پیشه رو داریم خوب باشی و موفق بشیم....از خدا بخواه همراهمون باشه و کمکمون کنه عزیزم...
فردا خاله ندا از پیشمون میره و من دوباره دلم میگیره از تنهایی و نبودنش...دیگه نمیاد تا موقعه به دنیا اومدنه تو عزیزم
(خاله ندا شکم من و بغل کرد و با تو حرف زد و کلی گریه کرد....من چیزی نگفتم تا بیشتر نگران نشه...ولی بعدش خیلی گریه کردم.. ![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


ماه هشتم
