آقا پارسیا..آقا پارسیا..، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 29 روز سن داره

پارسیا پادشاه پاییز

سونو تعیین جنسیت..

1392/2/9 18:11
526 بازدید
اشتراک گذاری

سونو تعیین جنسیت(19 هفتگی)

......چشمک

9/خرداد/91)امروز خوشحالم از 2جهت:یکی اینکه میخوام برم سونوی تعیین جنسیت واینکه فردا با بابا حاجی و مامانا قراره بریم اصفهان دیدن خاله ندا.....قلب

حالم بهتره...اما هنوز حس و حال تهوع رو دارم ولی نه هر روز..یه خط در میون شده خدا رو شکر...غذا خوردنم بهتر شده ولی بوها هنوز اذیتم میکنه...تحمل میکنم عزیزم به خاطره تو....

بابا پویا سره کاره و من باید خودم تنها برم مطب سونوگرافی..اگه تونست و به موقع رسید میاد...برا ساعت 4:30 نوبت گرفتم...

بابا پویا ساعت6 اومد و همون موقعه نوبت ما شد..خواستم که بابایی هم باشه اونا هم موافقت کردن...

وای عزیزم دل تو دلم نیست دلهره دارم یعنی یه نی نی دختر تو دله منه...حال و روزم که این و میگه...دوست دارم نی نی اولم دختر باشه....

عزیزم چه بزرگ شدی دکتر میگه19هفته و 4روز..........

صفحه مونیتر سیاه و سفید و بابایی خوب نمیبینه...وای دکتر میگه نی نی شما؟؟؟؟

یه پسره شمبول طلاست...چه با قاطعیت حرف میزنه...خدایا باورم نمیشه..دستام یخ زدن...انتظاره دیگه ای داشتم...کپ کردم به بابایی خیره شدم میخنده و چیزی نمیگه..

با توجه به حالات روحی ایم و تغذیه درمانی(البته ماه آخر انجامش ندادم)...سونوی فولیکول آزاد...فکر نمیکردم پسر باشی...

ولی خوب الان یه پسره 300گرمی که همه چیز نرماله نرماله...

دلم گرفت..یه هو زیره دلم خالی شد...من عادت بدی دارم همیشه به یه چیزی که میخوام خیلی فکر میکنم...ازش برا خودم کلی امید و آرزو میسازم بعد وقتیکه نمیشه همه چیز رو سرم خراب میشه..این اخلاقه خیلی بدیه...روحیه ندارم..بابایی میخنده و میخواد روحیه بم بده..میگم به کسی نگو..نمیخوام فعلا کسی بدونه..

دستای پویا رو محکم گرفتم..بش نگاه میکنم میگه خداروشکر همه چیزه نی نی عالی بود چرا نگرانی...منم که مثه دیونه ها گریه ام گرفته...چه فکرایی میکردم ...چی شد..افسوس

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)