مادرانه ی من..
تجربه اولین ساله مادر شدن من.......

وقتی مادر میشی دنیا کوچیک میشه ...
اینقدر کوچیک که هیچ کس
غیر از خودت این دنیا رو نمیبینه .
دنیات میشه ماشینهای اسباب بازی...
دنیات میشه رنگها ...
دنیات میشه عروسک....
با کودک شیر میخوری ...
با کودکت چهار دست وپا میری ..
با کودکت رشد میکنی ..
بزرگ میشی ..
اینقد بزرگ که
همه میفهن مادری ...
یهویی کوه میشی .توانت میشه ۱۰۰ برابر .دیگه
مریض نمیشی ..دیگه نمی نالی
وقتی مادر میشی حتی دیگه از سوسک هم نمیترسی .
وقتی مادرمیشی دنیات میشه تغذیه آموزش و پرورش !
دیگه وقت نداری یه صبح تا شب بری خرید واسه یه مانتو ...وقتت
میشه طلای ۱۰۰۰ عیار !
نایاب نایاب ....وقتت میشه کودکت ...
حالا کوه شدی اون میخواد ازت بره بالا ! قدرتمند میشی ...
ولی بازم
دنیات کوچیکه...دنیات اندازه دل کودکته !!!
خدا رو شكر ميكنم كه من يك مادرم

پسرم..پارسیا ی مامانی..تمام زندگی من...امسال اولین سالی است که مادر شدن و تجربه میکنم..خوشحالم...خیلی زیاد..حس ام وصف نشدنی است عزیزه دلم...
نفس ات...نگاه ات..خنده های قشنگت...همه و همه بند بنده وجوده مرا تشکیل میدهد...عاشقانه دوستت دارم..تو بهترین هدیه روزه مادری فرزندم....پسرکم...


مادرانه ی من..
