آقا پارسیا..آقا پارسیا..، تا این لحظه: 14 سال و 5 روز سن داره

پارسیا پادشاه پاییز

بارداری و عید91

1392/2/4 0:45
1,302 بازدید
اشتراک گذاری

به نام آنکه آفرید مرا و برای خوشبختی من تو را.....قلب

(١/١/٩١) حال و روز خوبی ندارم..حالت تهوع و سرگیجه های بدی دارم.... دوست دارم بخوابم و دراز کشیده باشم..حوصله عید و عید دیدنی رو ندارم ...همش در حاله استفراغ کردنم دیگه خسته شدم...تنها چیزی که خوبه بودنه تو توی دله منه عزیزم..قلب

 امشب (٢/١/٩١)خاله ندا از اصفهان میاد...خوشحالم..دلم خیلی براش تنگ شده..هنوز تو رو ندیده خیلی دلش میخواد که برسه و ببینت عزیزم..گرچه هنوز توشکم مامانی قابله دیدن نیستی ولی خوب نداست دیگه..زبان

وای از این حالت تهوع های بد و پشت سره هم...همه ی روزام با حالت تهوع دارن سپری میشن..خسته شدم..خدا کمک..وقت تمام

(٤/١/٩٠)وای دید وبازدیدهای عید امسال..اصلا حوصله ندارم..حالم بهم میخوره..ولی بابا پویا میگه برا روحیه ات خوبه که ار خونه بزنی بیرون عزیزم ...تو داری تو شکم مامانی شکل میگیری و بزرگ  میشی واسه همین مامانی خیلی اذیت میشه..مثه آدمای بیمار دراز کشیده و بی حوصله ام..خمیازه

(١٢/١/٩١)مامان بزرگ میخواد غذا درست کنه برا فردا که بریم سیزده بدر..وای که من حالم از بوی مرغ بهم میخوره نمیتونم بخوابم ..بابا پویا پیشتهاد میده تو حیاط بخوابیم..هوا خیلی خوبه من ٢تا پتو انداختم روم..

(١٣/١/٩٠)وای نی نی خوشکلم مامانی سرما خورده...گل بود به سبزه نیز آراسته شد...چه کار کنم...اشتباه کردم تو حیاط خوابیدم گلم..دیشب هوا خیلی سرد شد..حالا به خاطره وجود شما توی دلم نمیتونم هیچ دارویی بخورم..تو پارک ساحلی نشتیم..همه دوره هم جمع شدیم..من که سردرد به دردام اضافه شد متاسفانهعصبانی

(١٦/١/٩١)امروز یا خاله ندا رفتیم دکتر پورسیاح تا نامه بگیرم واسه کنسل کردن امتحان آیلتس ام..چون تو این مدت حال و روزه خوبی نداشتم و نتونستم درس بخونم....خیلی بد شد..نگرانم..کاش زودتر حالم خوب بشه....عزیزم تو به مامانب کمک کن تا حالش خوب بشه........

(١٧/١/٩١)ای روزگار...عزیزم..امروز خاله ندا میزه اصفهان و ما دوباره تنها میشیم و دلتنگ خاله جون...دلم براش تنگ میشه....خسته شدم ار این حال و روزم..حسه خواب و کسلی..حوصله ام سر رفت...بابا پویا هم رفته ماهشهر سره کار..

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)